سپیده
سپیده ماه تا با نم سپیده
سکوت اشک بارا نم سپیده
نگاهت مهربا ن است نازنینم
دلت پا ک است آرامم سپیده
مرا غرقم مکن در اوج چشمت
تو ای زیبای شادابم سپیده
کمی قسمت بکن با من دلت را
در این زندان تنهایم سپیده
غم دنیا دلم را آتشین کرد
بمان با من بی تا بم سپیده
نمی دانم کجا با ید روم من
بخوان اشعا ر زیبا یم سپیده
صدایت بلبلان شرمنده کرده
ز بس زیبا ست دانایم سپیده
دلم می خواست با یادت بمانم
نرو با من بگو شادم سپیده
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 9:25 توسط (شعر) از سیده طلعت .م
|