بی وفا
بی وفا قلبم شکستی ومرا دلتنگ کردی
آسمان هستی ام را چون گلی بی رنگ کردی
قایق رویای من را موج حسرت غرق کرده
تو ولی رویا نبودی،قلب خود راسنگ کردی
می شنیدی باز هم موسیقی احساس من را
بی تفاوت رفتی وبا وزن شعرم جنگ کردی
آرزویم بودی ومن هم غریقی در بیابان
دلبرا یا د م نر فته با د لم نیرنگ کردی
دلبرا یادم یاد رفت ودوست رفت وزندگی ویرانه گشت
بی وفا خود دیده بودم رنگ احساس مرا کم رنگ کردی
ذ { دوستی که شما را درک کند شما را می سازد} ( رومن رولان)

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی ۱۳۸۶ ساعت 18:23 توسط (شعر) از سیده طلعت .م
|